پایان ترم سوم کارگاه دو زبانه کودک ومادر
دختر خوشگلمون ، میبینی چقدر زود میگذره هزار ماشاله ترم سومت که EnglishPlay بود رو هم با موفقیت سپری کردی ، انشاله همیشه تو همه مراحل زندگیت همینطوری موفق باشی.
تو این ترم هم خیلی چیزا یاد گرفتی و این ترم با اون دو ترم دیگه چند فرق مهم داشت که یکی این بود که کامل انگلیسی برگزار می شد و دیگه اینکه فعالیت ها بیشتر به صورت بازی بود تا یادگرفتن مهارت.
و اما فعالیت های کلاست:
با توپ های مختلف بازی کردی.
که مربیت بهت میگفت throw the ball و شما که ماشاله خیلی باهوشی درست انجام دادی تازه اونم دو دستی
.

با هر وسیله ای که مربیات میارن و بازی میکنی تو جمع کردنش هم باید کمک کنید که اینجا شما همین کار رو می خواستی بکنی که مربیت میگفت throw to the basin و شما هم هزار ماشاله متوجه شدی و تو ظرفی که جلوت بود انداختی
.

basin خودت رو توی سبد که خالی کردی توپ های دیگه رو هم از روی زمین برمی داشتی و توی سبد بزرگ میگذاشتی.

اینم یه مدل توپ دیگس ، اینجا البته داری به دوستت آبتین کمک میکنی تا هر توپی میخواد برداره و توپ ها همش نریزه ، هزار ماشاله به این دخمل ناز که به همه کمک میکنه.

بازی با توپ های ریز هم خیلی دوست داشتی ، به نظرم از توپ های بزرگتر بیشتر خوشت می اومد.

این توپ ها که که خودشون کوچیک بودن ، این ظرف های کوچیک رو میدادن برای بازی کردن و درنهایت جمع کردنشون .


با این مکعب ها بازی های مختلف می کردید که یکیش قطاربازی بود و شما هم خیلی دوست داشتی.

توت خشک هم خیلی دوست داشتی که تو eating time با اینکه برات خوراکی زیاد میبردم ترجیح میدای فقط اونو بخوری.

تو این ترم با حیوانات مختلف که به صورت اسباب بازی بودن هم آشنا شدی ، البته شما با اکثرشون آشنا بودی حتی parcupine رو که هیچ کس نمی دونست شما میدونستی و با زبون شیرینت میگفتی parpa .
در واقع با این کار هم میخواستن بچه ها حیوانات مختلف رو لمس کنند و مهم تر اینکه هرکسی با یه سری اسباب بازی که بازی می کرد باید به دوستاش میداد که اونا هم بازی کنند تا با هم دوست تر بشید و هم اینکه حس مالکیتتون کمتر شه.

توی کلاس شعر Finger Family رو اکثرا براتون میذاشتن و عروسکای انگشتیشم بهتون میدادن و شما هم که شعرشو از قبل خودت بلد بودی همیشه با مربیت اجرا میکردی.

تو این ترم نقاشی و رنگ آمیزی زیاد داشتی که مربیاتون میگن این کارها و در کل کثیف کاری برای افزایش خلاقیت بچه ها خیلی مفیده . همینطور که میبینی اینجا با قلمو آشنا شدی و داشتی اثر هنری خلق میکردی.

بهت گفتم just a minute,look at camera

دستات رنگی شده بود که زیاد دوست نداشتی و اصرار کردی که دستات رو بشورم البته نقاشیتو کشده بودی ، کلا از همه دوستات ماشاله زرنگ تری ، تکلیفتو سریع و زودتر از همه انجام میدی شیطنت هم میکنی.

مربیاتون میگن بادکنک بازی هم برای افزایش هوش بچه ها خیلی موثره ، میگن اجازه بدید هر زنگی که دوست دارن انتخاب کنن و خودشون تا جایی که میتونن باد کنن و بعد حسابی بازی کنن و حتی بترکونن.



حتی کاردستی بادکنک هم درست کردی


کارت که خوب بود مربیت بهت ستاره هم داد و به دستت چسبوند که خیلی خوشت اومده بود

ستاره که گرفته بودی دوست داشتی همچنان کارتو ادامه بدی با اینکه تموم کرده بودی.

خاله منا کار دیگه ای نباید انجام بدیم ستاره که دادید تازه انرژی گرفتم.

و در نهایت کاردستی زیبات

با رنگ انگشتی هم نقاشی کشیدی و اثر دست قشنگتو به یادگار گذاشتی البته مامان هم اثر دستشو گذاشت تا وقتی بزرگ شدی ببینی با هم چه کارهای قشنگی کردیم و چه روزهای خوبی رو خدا رو شکر با هم سپری کردیم.

همه جا دیگه دوست داشتی اثردستتو بزنی.

تونل بازی هم خیلی دوست داشتی و همیشه قشنگ تو صف می ایستادی تا نوبتت بشه.

دوست عزیزم چرا راه رو بستی؟حرکت کن.

مربیت با تونل با شما دالی کرد که خیلی خوشت اومده بود.

فدات بشیم که هزار ماشاله چقدر قشنگ میخندی ، ایشاله همیشه شاد باشی.

آخرین جلسه ترم همیشه مدرکاتون هم میدادن که اینجا میخواستی پاکت رو باز کنی ببینی کارنامت چطوره؟

به به ، همه چی عالیه 

اینم مدرک تحصیلی ترم سومت ، مبارکه نفس مامان و بابا



حسنا خانم بعد ازکلاس با دخترعمه های سه قلوش



حالا که انرژی گرفتم یه خورده هم با پسرعمه محسن شمشیر بازی کنم.

اینم کتابیه که برای این ترمت تهیه کردیم و حسابی با هاش کار کردی البته اکثر حیوانات رو میشناختی از جهت جورچین بودنش خوب بود.

دختر نازنینمون ، انشاله همیشه تو همه مراحل زندگیت موفق باشی.


پایان ترم سوم کارگاه دو زبانه کودک ومادر 
